شيخ ذبيح الله محلاتى
3
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
يا نازلين بمهجتى و ديارهم * من ناظرى بمطمح الابصار هيجتم شجني فعدت إلى الصبا * من بعد ما خط المشيب عذارى فاطمه نيز قصيدهاى مشتمل بر بيست بيت به همان وزن و قافيه گفته و نزد قاضى فرستاده و ضمنا بعضى كنايات او را جواب گفته و اين دو بيت از آن ابيات است : ان كان عزكم جمال عذارى * فالقبح فى تلك المحاسن وارى ؟ ؟ ؟ لا تحسبوا انى اماثل شعركم * انى يقاس جداول به بحار فاطمه سلطان فراهانى دختر مرحوم ميرزا حسين نوادهء قائممقام است تولد اين زن در ششم ماه رجب سنه 282 بوده و در سنه 130 هجري بعموزاده خود ميرزا محمود پسر ميرزا احمد تزويج يافته و در فنون ادبيت و عربيت و تاريخ و شعر فارسى گفتن مهارتى داشته در سرودن شعر فارسى مىتوان گفت چنان است كه خنساء در عربى بوده و از اشعار ذيل كه اثر طبع او است مطلب معلوم مىشود : چه آفتاب پديدار شد اگر يكچند * نهفته بود هنر در زنان دانشمند هنر خليفه فرزند باشد انسان را * همىببايد كز زن بزايد اين فرزند زنان مشابهء روحند نوع مردان جسم * ز جان روشن باشد همى تن فرزند اى آنكه طعنه زنى بر كمال و فضل زنان * بمال ديده كه جهلت بسر خمار افكند يكى است ناخن و چنگال شير ماده و نر * يكى است لعل بدخشان بتاج و گردنبند مگر نه حضرت صديقه دخت پيغمبر ص * فكند بالش رفعت فراز چرخ بلند مگر نه مريم با نفس خود مجاهده كرد * سپس مر او را با روح قدس شد پيوند مگر نه آسيه شد در خشوع بىهمتا * مگر نه رابعه بود در خضوع بىمانند زنان فراخور مدحند و لايق تمجيد * كه امهات كمالند و مستحق پسند خداشناس و نصيحتپذير و شوىپرست * خدا زيشان خشنود و بندگان خورسند